تبليغاتX
––•-• ღ♥ღماتریس زندگی من ღ♥ღ•-•––



 

حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...

                            

چرا من این همه دوروبرم رو شلوغ کردم ؟

الان شمردم ۷۰ نفر دقیقا لینکم شدن و با ۲۲ نفرشون تلفنی در ارتباطم و از این ۲۲نفر

زینب - مینا - ازی - الهام - نفسک - رضا  رو دیدم.الباقی رو هم یا عکسشون رو دیدم یا هنوز ندیدمشون.اسمهاشون ایناست : کسایی که تونستم باهاشون دوست بشم (تلفنی) :

زینب - مینا - اون یکی مینا - پرنسس - تی تی - ازی - الهام - تینا - نفسک - نگار - هیلدا - کیمیا - لیلی - مهسا - منسی - مرضیه - نیلوفر -  رونی - سحر - شبنم - شیوا - رضا

امشب دلم لک زده بود واسه چهار کلمه حرف که با یکی بزنم ! دلم ناجور هوای محسنمو کرده بود یه دل سیر هم گریه کردم اما خب نمیدونم چرا هیشکی مثه زینب نمیشه  زینب اولین نفری بود که شمارمو بهش دادم و کلا خیلی با هم جور هستیم از نوعه ناجورش

تصمیم گرفتم یه مدتی ننویسم ! نمی دونم چرا شاید به خاطر حرفی بود که مهندس بعد از ظهر بهم زد.من نت میام وبلاگهاتون رو میخونم کامنت میزارم اما خودم فعلاْ نمیخوام بنویسم.

تنها برای دوستای خوبم :

زندگی کوتاه است ، قوانین را زیر پا بگذار ، به سرعت ببخش ،

با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس ، همیشه بخند ،

هیچ وقت لبخند را از لبهایت دریغ نکن ، مهم نیست زندگی چقدر عجیب است ،

 زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود ، اما تا زمانی که هستیم ،

 باید بخندیم و سپاسگذار باشیم.

تنها برای اولین و آخرین عشقم  محسن

می دانی جاهای مرطوب سبزند ؛

 و  سبزی دو چشم تو به علت رطوبت زیاد گریه های من است!

تو که نباشی برای من همین کافیست :

یک چهارپایه .... یک اتاقٍ خالی ... یک طناب و

 یک دوست خوب ٍ خوب که چهار پایه را بٍـــکشد...!

 

سوشیانت

 عاشقه این عکسم .نااااااااجور

خداحافظ همین حالا....!!!

+ قلم خورده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت 9:57 PM  کی نوشته (-•_(¯`·.سوشیانت.·´¯)•-) 



اونایی که همیشه وبلاگمو میخونن برن ادامه مطلب.همون رمز پست قبلیمه

بچه ها ختم قرانی که کیمیا جون واسه محمد مهدی ترتیب داده هنوز کامل نشده هر کسی که در توانش هست و واقعا می خواد بره به وبلاگ کیمیا تا ختم رو قبل از عاشورا تمومش کنیم.ممنون

کیمیا جون


ادامه مطلب...
+ قلم خورده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 3:27 PM  کی نوشته (-•_(¯`·.سوشیانت.·´¯)•-)  | 



سلام

منم مینای تنها بی کس

اگه قرآن بخونم محمدمهدی برمگیرده؟

محمدمهدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

پسوردم یادم نبود بیام بنویسم .لیلا جان شرمنده کرد بهم داد.

از همه ممنونم که به یادم بودین ان شالله غم نبینید.

بخدا دارم میمیرم .خیلی سخته .دارم میسوزم .

نمیتونم دوام بیارم .

میخوام برات نامه بنویسم محمدمهدی من:

 رفتی و از خاطرت رفت که چه خاطراتی داشتیم

واسه فرداهای با هم چه قرارها که نذاشتیم

رفتی و رفت از خیالت که خیالت زندگیم بود

اگه اشتباهی کردم بخدا از سادگیم بود

چه توی قصه چه حقیقت همیشه یکی بود و نبوده

این جدایی های مبهم کار دنیای حسوده

آخر حکایت عشق نرسید کلاغ به خونه

شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه

تو نموندی .مونده یادت که برام موند یادگاری

دارم از نفس میوفتم از دلم خبر نداری

کاشکی یکی بود از دلم خبر داشت.کوه غم و از روی دوشم برمیداشت

کاشکی یکی بود روی دلتنگیام با عشق خوبش کمی مرحم میذاشت

هیچکی به فکر من و این دلم نیست .هیچکی به فکر حل مشکلم نیست.

درد دلامو پیش کی بخونم به انتظارش چشم به در بمونم

تا که یه روزی واسه همیشه غصه هارو از توی دلم برونم

خسته شده دلم از این زمونه

کسی که نیست قدر منو بدونه

کسی که نیست تا واسه همیشه بیادوبامن و دلم بمونه

حالم خرابه

انگار غریب افتادم توی این دنیا

دلم برات تنگ شده محمدمهدی من

فقط یه بار دیگه بهم بگو دوستم داری

این مهمه که میدونم واسه من چقدر عزیزی

یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن

سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن

یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه

درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه

کاششششششششششششششششششششششش

یک بار دیگه میدیدمت حتی چند ثانیه

این همه خاطرهههههههههههههههههه

منو ببخش منو ببخش منو ببخش

امروز شناسنامه ام روبردن .....................

مدیونم نکن نکننننننننننننننننننننننننننن

مسافر مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

 

تنها نرو به خاطر مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

تنها تویی همسفرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

کاشکی منو میبردیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

این همه صدات کردمممممممممممممممم

بدجور دلم گرفته واسه روزهای رفته

اشک از چشمام میریزه

مرگ عزیز چه سخته

یادش به خیر عزیزم نبود حرف جدایی عمری که با تو بودم

آخ تو بگو کجایی

وقتی خدا توروبرد دنیا برام تمام شد

دلم شکست و انگار روزو شبم سیاه شد

وقتی که رفتی اون روز با رفتنت شکستم

یادش برام عزیزه عهدی که با تو بستم

خدارو چه دیدی شاید با تو باشم

شاید اومدم پیشت

نمیتونم نفس بکشم

محمدمهدی من چقدر قشنگ جهازمو چیدی .مثل همیشه با سلیقه

محمدمهدی سرما خوردما نمیخوای بیای پیشم؟

غذا نمیتونم بخورما دلم برات تنگ شده برای صداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

برای دستاتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

نشستم توی بارون بازم چشم براهته

نمیخوای سوپرایزم کنی؟بگو میایی

میخوای پر بگیریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

ببین چشمام دیگه باز نمیشه

محمدمهدی من نور چشمام

توروخدا یه بار دیگه بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

میدونم که خواب و خیاله که تو برگردی دوباره

راه عشقم چه غریبه و بی عبوره

کی میشه ببینمت دوباره بی قرارتم

همیشه توی حسرت اون دوتا چشم نازتم

قلبم آروم نداره بهم میگه تورومیخواد

آخه من چه جور بگم که دیگه هیچوقت نمیایی

سرد سردم از همه گرمی من فقط تویی

من که هیچکس و ندارم همه کسم فقط تویی

توی دلم همش سواله آخه تو کی میرسی

اگه تو نیایی پیشم پر میشم از دلواپسی

بی تو غیر از انتظار به چشمام خواب نمیاد

بی تو همش چشمام گریه میخواد

فقط از تو عکسی مونده واسه من به یادگار

عکستو بغل میگرم توی شبهای انتظار

بی تو هرشب دارم آتیش میگیرممممممممممممممممممممممممممممممم

تو نباشی تک و تنها میمیرم

دل تنگم دیگه طاقت نداره

با خیالت دوباره جون میگیرممممممممممممممممممممممممممممممممم

هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم

من میدونم تو برمیگردیییییییییییییییییییییییییییییییییی

یه روز هق هق ات عطش چشمات

تا تورودیدم دل به تو دادم غم بی کسی رفت از یادم

توبگو چرا رفتی از پیشم

اگه بد کردم خوب تو میشممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

بی قرارم واسه چشمات اون نگاهی که به یک دنیا میارزه

میخوام از تو بنویسم اما اسمت که میاد دستم میلرزه

چیکه چیکه آب شدم من وقتی رفتییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

حالا تنهام یه پریشون

خیلی وقته که دیگه بی همزبونم

من هنوز از تو میخونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه

خواب چشماتو میبینم فردا آفتابی دنیا

تو میشی تعبیر خوابم میرسم به آرزوهام

میدونم میایی دوباره باز هوا آفتابی میشه

بار بهار میاد سراغ گلدونهای پشت شیشه

چشم به راه تو میمونم اگه میشنوی صدامو

تکیه کن بازم روی شونه ام گوش بده ترانه هامو

یه دریچه مهربونی هدیه کن به خلوت من

نشو با دلم غریبه سر بزن به غربت مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

 

 بخوام از تو بگذرم من با یادت چه کنم؟

تورو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم؟

حتی از یاد ببرم توو خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم؟

تو همونی که واسم همیشه زندگی بودی

توی رویا های من عشق همیشگی بودی

آره سهم من از عاشقی فقط یه حسرتههههههههههههههههههههههههههههه

چه طور از یاد ببرم اونهمه خاطراتمو

آخه با چه جراتی به دل بگم نمون برو

چشم به راه تو میمونممممممممممممممممممم

همیشه غرق امیدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

از همتون ممنونم که به یادم بودین

 


 برگردددددددددددددددددددددددددد

محمدمهدی مننننننننننننننننننننن

دوتا چشمات دوتا دستات توی قلب خاطرات

سهم هر کی شده باشه من یکی چشمام به راهنه

این که از یاد تو رفتم این که خیلی وقته تنهام

این که تو اونور دنیا

این که من این ور دنیام

این که توی آسمونت جرات پریدنم نیست

این که توی چشمای نازت دیگه شوق دیدنم نیست

من که از غصه میسوزم من که عاشقم هنوزم

این که میشنوم تو خوبی اینکه من برات میمیرم

این که از یاد تو رفتم

اینکه خیلی وقته تنهام...............................................

نا کام از عشق و امید هرآرزوی داشتم

خداببخشه منو به خاک سپرده ام من

نمیفهمم چه حکمی داره خدای عالم

با عشق زنده اما انگار که مرده ام من

تا عشق نبود زندگیم طی شد هر لحظه هر روز

بی اشک و آه و گریه مجنون توی قصه ها بود

تا اینکه تو رسیدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

محمدمهدی مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

بریدم از همه کس فقط تو بودی و بود امن ترین جای دنیا پناه آغوش تو

گذشت تا اینکه یک روز چشم باز کردم و نبودی

بی خبر از پیش من انگارکه رفته بودی...............................

ناباورانه موندم در حسرت تویی که تمام زندگیمو با رفتنت سوزوندی

سخته یه عمر عاشقی حاصل نداشته باشه

اونکه همه کست بود تنهات گذاشته باشه

سخته قبول کنی عشق یعنی جدایی ساده است

آینده دلبستگی آلوده به درد و گریه است

سخته برام درک عشقققققققققققققققققققققققق

برای ادامه عمر هنوز توی شک و شبهم..........................................................

بمونم نا امید یا بمیرم با امید به وجود دنیایی که تورو به من پس بدهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

 


محمدمهدی دارم میمیرممممممممممممممممممممممممممممممم

چه طور دلت اومد بری بعد از هزارتا خاطره؟

تاوان چی رو من میدم اینجا کنار پنجره...............................................

چه طور دلت اومد بری چه طور تونستی بد بشی

توی اوج بی کسیم چطور تونستی ساده رد بشی

چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری کنی

شاید همین الان توام داری به من فکر میکنی؟

چطور دلت اومد که من اینجوری تنها بمونم

رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم؟

دلمسبک نشد ازت

دلم هرروز میخواد بیاددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

شاید دیگه منو نخواییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

بزار که راحتت کنم از توی رویات  نمیرم

میخوام کنار پنجره به یادت آروم بمیرم

 


 ادامه نوشت لیلا :

بچه ها مینا معلوم نیست که بیاد کامنت هاتون رو بخونه یا نه اما اگه دوباره باهاش حرف زدم حتما بهش میگم که چیا گفتین.دعا کنین مینا اروم بشه نمیتونم بشنوم وقتی بهم میگه :

لیلا زورکی بهم ارامبخش میزنن منو خوابم کنن!

صبح بهم زنگ زد.بچه ها مینا خاطراتش واسش خیلی عزیزه تو رو خدا نگید خاطراتشو بهش ندم یا پاکشون کنم ...!!! صبح بهش گفتم بچه ها چی گفتن گفت خودش که رفت میخواین خاطراتش رو هم ازم بگیرین ؟ به خدا من توی اتوبوس بودم وگرنه میزدم زیر گریه !!!!!

از صبح تا حالا صداش تو گوشمه که با هق هق گفت :

لیلااااااااااا شناسنامممممممم.........

 

+ قلم خورده در دوشنبه 30 آذر1388ساعت 12:25 PM  کی نوشته (-•_(¯`·.سوشیانت.·´¯)•-)  | 



 

هیچ کس به خاطرات مینا دست نمیزنه .... واسه خودتون تصمیم نگیرین ! مینا تمامه خاطراتش رو نگه میداره و احتیاجی به این راه حلهای انیشتینی شما هم نداره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تمومش کنین !   مینا با خاطراتش زنده است شما ها دایه دلسوز تر از مادر نشید لطفاْ !!!!

 اضافه نوشت دوباره : بچه ها مینا گفت وبلاگهاتون رو انقد به خاطر من غمگین نکنید. مینا راضی نیست اینجوری واسش گریه کنید . امشب قراره ادرس مراسم محمد مهدی رو بهم بده هر کی میخواد بگه بهش بدم.

هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز مینا همچین اسمسی بده :

خنده ی من با محمد مهدی خاک شد . کاش منم با محمد مهدی خاک میشدم.

مینا دیگه همیشه خندان نیست ....!

قراره من تمام وبلاگه مینا رو به صورت دفترچه خاطرات بهش بدم . کاش بتونم یه چیز خوب و درست حسابی واسش درست کنم.

مینا گفت یه روزی میام و از همه خداحافظی میکنم و دیگه هیچ وقت نمینویسم!!!


دیشب مینا به زینب گفته بهش زنگ بزنه . مینا طبقه معمول فقط گریه کرده و زینب حرف زده .

این دله مثله شیشه اگه بشکنه دیگه اروم نمیشه .... دیگه اروم نمیشه ...

بچه ها از من ادرس نخواین . به خدا مینا خیلی حساسه و به خاطر یه سری مسائل که از گفتنش معذورم نمیشه که ادرس بهتون بدم.البته من ادرس ندارم ولی خب مینا اصلا به کسی ادرس نمیده.

بزارین یه کم ارومتر بشه اونوقت ... راستی بچه ها کی گفته زینب میخواد بره پیشه مینا ؟ به زینب اصلا مرخصی نمیدن که بخواااااد بره ! من و زینب همین دیشب تا ۱۲.۳۸ نیمه شب حرفیدیم اگه میخواست بره که به من میگفت !!!

و اینکه ازم نخواین بهش تسلیت بگم من خودم هنوز به مینا تسلیت نگفتم نه من نه زینب و نه مینا (مینای احسان) تقریبا ما ۳ تا همیشه با هم در تماس هستیم و هرکدوم خبری داشته باشن به همدیگه میگیم.و یه موضوعه دیگه بچه ها تو رو خدا بس کنین بلاگفا رو سیاه پوش کردین به خدا من خودم خبر دارم که خیلی بچه ها خاطراتشون با عشقهاشون رو توی دلشون نگه داشتن چون رویِ نوشتنشو ندارن.نزارین وقتی مینا بر گرده این همه غم توی وبلاگها ببینه.غمه خودش کافی نیست ؟


محمد مهدی رفت...

هفته ی پیش یعنی ۲۲ آذر ماه خبر تصادف محمد مهدی رو توی دانمارک به مینا دادند ... مینا نمیدونست که محمد مهدی فوت کرده بهش چیزی نگفته بودن ... تا اینکه خودش رفت تهران و فهمید.

امروز صبح با مینا حرف زدم

قرار شد پسورد وبلاگش رو بهم بده که این متنو بزارم توی وب خودش اما گفت یادم نمیاد قرار بود هر موقعه یادش اومد بهم اسمس بده اما تا الان خبری نشده. این متن تا وقتی مینا پسوردش رو یادش بیاد اینجا میمونه ولی بعد میزارمش توی وبلاگ خودش.من پسورد مینا رو داشتم اما متاسفانه فراموش کردم.به هر کسی که میخواد از مینا خبری داشته باشه ادرسه وبلاگمو بدین که بیاد اینجا . الان هم که مینویسم مینا با ارامبخش یه کم خوابیده .... واسش دعا کنین.


سلام بچه ها... سلام دوستای مینا و محمدی مهدی

امروز صبح به مینا اسمس دادم ... اول گفت که کی میتونم راحت باشم . گفتم شرمنده عزیزم ببخش مزاحمت نمیشم.اسمس دادم مینا من بی معرفت نیستم زینب گفت بیمارستان بودی فقط بگو خوبی یا نه ؟

گفت : میدونم . من ممنونم. که به یادمی .روزگارم سیاه شد ... باورم نمیشه

گفتم : مینا میدونم ... من نمیتونم درکت کنم اما گلم مگه جز  تحمل کاری میشه کرد؟

گفت : گفتنش برای همتون راحته

گفتم : بزار باهات حرف بزنم ...  تو رو قسم به همین مدت دوستی کوتاهمون

جواب داد : جانم

گفتم : تو رو خدا بزار باهات حرف بزنم ... نمیخوام نصیحت کنم نمیخوام چیزایی که بقیه میگن رو بگم ... تک بزن بزنگم

تک زد ...

زنگ زدم

گفتم سلام ... گفت سلام عزیزم خوبی ؟ چیکار میکنی ؟

گفتم سلام مرسی...

معلوم بود که چقدر گریه میکنه صداش پر بغض بود ... مدام سرفه میکرد

گفت : نمیدونی چی به سرم اومده ... لیلا روزگارم سیاه شد...

گریه م گرفت ... دیگه نمیتونستم حرف بزنم ... بغضمو خوردم و گفتم میدونم عزیز دلم

گفت لیلا نمیدونی چی میکشم...  7 روز ِ که صدای محمد مهدیمو نشنیدم.. . 7 روز ِ که نگفته مینا جونم دوست دارم

7 روز ِ واسم زنگ نزده مامانم گوشیمو خاموش میکنه به حرفم گوش نمیده لیلا هر چی به میگم محمدی مهدی من زنگ میزنه گوشیمو  ازم میگیره ...  نمیتونم توی خونه بمونم ... میرم توی حیاط میرم توی اتاقش...توی خیابون ... هر جا که با هم بودیم...هر جا که خاطره داریم ... من واسه کی زنده بمونم ؟  من به چه امیدی زندگی کنم ؟ من واسه چی زنده ام ؟ 7 روز ِ که ندیدمش 7 روزِ صداشو نشنیدم ... اگه بدونی چطوری جهازمو چیده انقد خوشگل چیده .. لیلا به خدا میخواستم  همتونو ... تک تکتونو واسه عروسیم دعوت کنم ... میخواستم بیاین ببینین من چقدر خوشبختم.

لیلا نزاشتن محمد مهدیمو ببینم فقط من ندیدمش نمیدونی وقتی خاکش میکردم چه حالی داشتم ... نزاشتن محمد مهدی مو ببینم

... باز زد زیر گریه ... دوباره سرفه میکرد ... هق هق امونش رو بریده بود.

گفتم مینا محسن من هفته پیش رفت سربازی به اندازه تمام عمرم گریه کردم میدونم دوری چقدر سخته

گفت : لیلا تو میدونی بر میگرده ... صداشو میشنوی ... لیلا  قدر محسنو بدون ... لیلا تنهاش نزار...

لیلا من حتی نتونستم محبت هاش رو جبران کنم ... من لیاقت محمد مهدی رو نداشتم ... مگه نه ؟ اگه قدرشو میدونستم خدا محمد مهدیمو نمیگرفت.

لیلا به بچه ها بگو قدر عشقشون رو بدونن ... بگو قهر نکن ...

بگو محبتهاشون رو جبران کنن ... لیلا بگو دعوا نکنن ...

گفتم مینا وقتی محمد مهدی تو بود کل ِ کامنت هات 20 تا نمیشد مینا کجایی ببینی همه با معرفت شدن مینا کامنت هات داره میشه 300 تا... مینا بچه ها واسه محمد مهدی ختم قران گرفتن ... مینا دوره اول ختم قرانشون داره تموم میشه مینا ...

گفت بگو ممنونم از همتون  بگو دستتون درد نکنه ... بگو ممنون ...

گفتم مینا چرا با خودت اینجوری میکنی ؟ چرا باید کارت به بیمارستان بگشه ؟ چرا محمد مهدی رو عذاب میدی ؟ چرا غذا نمیخوری ؟

گفت : دیشب محمد مهدی اومد به خوابم . گفت مینا چرا غذا نمیخوری ؟ من زن لاغر دوست ندارم ... لیلا بغلم کرد کلی بوسم کرد گفت گریه نکن . لیلا 7 روز بود ازش خبر نداشتم ؟ حقه من اینه ؟  توی این هفت روز فقط دیشب ...

گفتم مینا با خودت اینجوری نکن ... مینا بزار خیال محمد مهدی راحت باشه مینا غذاتو بخور ... مینا جسمتو ازار نده مینا زنده بمون  تو هم اگه بری کی میخواد خاطره هاتون رو زنده نگه داره مینا فراموشتون میکنن  بمون ... طاقت بیار

گفت نمیخوام من بدون محمد مهدی خاطره نمیخوام من خودشو میخوام  ...

گفتم بهم قول بده .... قول بده مواظب خودت باشی ... مینا بهم قول بده

گفت باشه عزیزم قول میدم من به همه قول دادم به توام قول میدم ... لیلا من مادر شوهرم به پدر شوهرم به بابام به مامانم قول دادم به توام قول میدم . گفتم مینا من باز زنگ نزنم بشنوم بیمارستان بودیاااا ؟

گفت باشه

گفتم مینا تو رو خدا به خاطر محمد مهدی مواظب خودت باش مگه نگفته زنه لاغر نمیخواد مگه نگفته گریه نکن مینا ازارش نده . فقط گریه میکرد ... سرفه میکرد ... صداش بالا نمیومد ..

گفت چشم عزیزم . مرسی که زنگ زدی ... گفت حرفام به بچه ها بگو ... بگو قدر عشقتون رو بدونین بگو عشقتون رو اذیت نکنین . لیلا بهشون بگو .... لیلا امیدوارم هیچوقت غم نبینی ...خدا هیچکسو مثه من سیاه بخت نکنه ... مواظب محسنت باش قدرشو بدون

گفتم عزیزم : دوست دارم

گفت : منم دوست دارم

گفتم : مواظب خودت باش . قول دادیااااا

گفت باشه عزیزم حتما

گفتم هر وقت دلت گرفت هر وقت خواستی واسه کسی گریه کنی فقط اشاره کن خودم هستم

گفت ممنونم.

خداحافظی کردیم

همین ....!

هر کی عاشقه دستاشو بگیره رو به آسمون :

خدایا مینا صبر ایوب نداره ... خدایا مینا رو تنها نزار ... خدایا مواظبش باش ... خدایا دیگه کسی رو ازش نگیر ... خدایا روح ِ محمد مهدی مینا رو شاد کن ... خدایا ما دلمون واسه مینا همیشه خندان تنگ شده ... خدایا مینای شاد و خندون مار و به ما برگردون....

خدایا هیچ عاشقی رو به فراق مبتلا نکن ... خدایا هیچ عزیزی رو از عزیزش نگیر ... خدایا مواظب عاشقا باش

خدایا تو رو سر بریده امام حسین (ع) شادی رو به قلب مینای ما برگردون ...

 

 

+ قلم خورده در شنبه 28 آذر1388ساعت 3:47 PM  کی نوشته (-•_(¯`·.سوشیانت.·´¯)•-)  | 



 

سلام

آپمو میزارم ادامه مطلب رمز دار چون صلاح نمیدونم هر کسی بخونه. به هر کی که صلاح بدونم رمز رو میدم.اگه به بعضی ها که همیشه رمز میدم ندادم ناراحت نشن چون ممکنه دیر بهتون رمز بدم اما حتما میدم.جدیدا ادمایی وبلاگمو میخونن که اصلا نمیخوام از اوضاعم با خبر باشن.

کسی ناراحت نشه plz


ادامه مطلب...
+ قلم خورده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 10:54 AM  کی نوشته (-•_(¯`·.سوشیانت.·´¯)•-)  |